خرید بک لینک
هین خمش کن به اصل راجع شو دیده راجعون نمی خسبد 967 رسم نو بین که شهریار نهاد قبله مان سوی شهر یار نهاد نقد عشاق را عیار نبود او ز کان کرم عیار نهاد گل صدبرگ برگ عیش بساخت روی سوی بنفشه زار نهاد هر که را چون بنفشه دید دوتا کرد یکتا و در شمار نهاد بی دلان را چو دل گرفت به بر سرکشان را چو سر خمار نهاد منتظر باش و چشم بر در دار کو نظر را در انتظار نهاد غم او را کنار گیر که غم روی بر روی غمگسار نهاد کس چه داند که گلشن رخ او بر دل بی دلم چه خار نهاد از دل بی دلم قرار مجوی کاندر او درد بی قرار نهاد آهوان صید چشم او گشتند چونک رو جانب شکار نهاد آن زره موی در کمان ز کمین تیرهای زره گذار نهاد خویشتن را چو در کنار گرفت خلق را دور و برکنار نهاد رحمتش آه عاشقان بشنید آهشان را بس اعتبار نهاد در عنایات خویششان بکشید جرمشان را به جای کار نهاد نور عشاق شمس تبریزی نور در دیده شمس وار نهاد 968 سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد از گل و زعفران حکایت کرد چون جدا گشت عاشق از معشوق برد معشوق ناز و عاشق درد این دو رنگ مخالف از یک هجر بر رخ هر دو عشق پیدا کرد رخ معشوق زرد لایق نیست سرخی و فربهی عاشق سرد چونک معشوق ناز آغازید ناز کش عاشقا مگیر نبرد انا کالشوک سیدی کالورد فهما اثنان فی الحقیقه فرد انه الشمس اننی کالظل منه حر البقا و منی البرد ان جالوت بارز الطالوت ان داوود قدروا فی السرد دل ز تن زاد لیک شاه تنست همچنانک بزاید از زن مرد باز در دل یکی دلیست نهان چون سواری نهان شده در گرد جنبش گرد از سوار بود اوست کاین گرد را به رقص آورد نیست شطرنج تا تو فکر کنی با توکل بریز مهره چو نرد شمس تبریز آفتاب دلست میوه های دل آن تفش پرورد 969 سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد زعفران لاله را حکایت کرد چون جدا گشت عاشق از معشوق نیمه ای خنده بود و نیمی درد سست پایی بمانده بر جایی پاک می کرد از رخ مه گرد دست می کوفت نیز می لافید کاین چنین صنعتی کسی ناورد صعوه پرشکسته ای دیدی بیضه چرخ زیر پر پرورد باز شد خنده خانه این جا رو بجو یار خنده ای ای مرد ناز تا کی کنند این زشتان بازگونه همی رود این نرد جفت و طاق از چه روی می بازند چون ندانند جفت را از فرد بهل این تا بیار خویش رویم آنک رویش هزار لاله و ورد

برچسب: نویسنده: malheh تاريخ: سه شنبه 7 خرداد 1392 ساعت: 12:18

صفحه بندی